سفارش تبلیغ
ثبت دامنه و میزبان هاست ایران
در جوانی، سخت در عبادت کوشا بودم .پدرم به من فرمود : «پسرکم ! کمتر از آنچه می بینم ، خودت رارنجه ساز که خداوند ـ عزّوجلّ ـ، هرگاه بنده ای را دوست بدارد، از او به کم خشنود می شود» . [امام صادق علیه السلام]

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران...

ارسال‌کننده : کاظم بهمنی در : 87/3/15 2:33 عصر

بانوی یاس


  شـب تــاریــک کــنـــار تــو بــه ســـر می آیـد
  نــام ِ زهــرا بــه تــو بــانـــو چـه قــدر می آیـد

 آبـرو یـافته هر کس بـه تـو نـزدیک شده ست
 خـار هــم پـیـش شمـا گـل بـه نـظـر می آیـد

و نــبـوت بـه دو تـا مـعـجــزه آوردن نـیـسـت !
از کـنـیـزان تــو  هـم مــعــجــزه بــر می آیـد

بـه کـسی دم نــزد امــا پـدرت می دانـسـت
وحی از گـوشـه ی چـشمــان تـو در می آید

پـای یـک خــــــــــــط تعـالـیـم تو بـانـو بـخـدا
عـمـر صـد مـرجـع تـقـلـیـد بـه سـر می آیـد

مـانـده ام تـــو اگــــر از عــرش بـیـایی پــایین
چـه بـلایـی بــه ســر اهـل نــظــر می آیــد
؟!

مانده ام لحظه ی پیـچیدن ِ عطـر تـو به شهر
مـلــک الــمــوت پـی ِ چـنـد نــفـــر می آیـد؟!
 




کلمات کلیدی :

زیر باران...

ارسال‌کننده : کاظم بهمنی در : 87/2/1 11:48 عصر

رعدی بزن... 


بی تـو نـشـسـتم در خـیـابـان زیـر بـاران
گـویی کـه مـجـنـون در بیـابـان زیـر بـاران

افـتــاده نــان خشـکی از منـقـار زاغــی
گنجشک خیسی می خورد نان زیر باران

هـر کـس بـه قـدر روزی خـود سهـم دارد
سهـم مـن از تـو :چشـم گـریان زیر باران

ای کاش می شد با تو ساعتها قــدم زد
از راه آهـــــن تــا شـمـیـران زیــر بـــاران*

بـا طــعــنـه عـابـرهـا سـراغـت را گـرفتند
آخـر چـه می گـفـتـم بـه آنـان زیر باران؟!

باور کن از تو دست شستن کار من نیست
عشق تـو می گــردد دو چــنـدان زیر باران
...
وقـتـی دعـــا در زیر باران مستجــاب است
دیـگـر چــه کـــاری بـهـتـر از آن زیــر بــاران

پــروردگــارا در غــیـاب حـضـــرت عـــشــق
رعـــدی بـــزن مـــا را بــســـوزان زیـر بـاران

 

................................................
* منظور خیابان ولی عصر عج است




کلمات کلیدی :